من و دریا....

منو دریا منو بارون، منو آسمون صدا کن.... (من همون احسان در وبلاگ بیان خدابیامرز هستم)

من و دریا....

منو دریا منو بارون، منو آسمون صدا کن.... (من همون احسان در وبلاگ بیان خدابیامرز هستم)

خدا رو چه دیدی!

امروز برای امتحان سمپاد جینگیل صبح زود از خواب بیدار شدم و بردم رسوندمش و دوباره برگشتم خونه، دوباره از خونه رفتم آوردمش....خودش میگه خوب دادم...اگر اینطور باشه یعنی برای سال بعد که ممکنه کلاسها مجازی باشه و شایدم نباشه باید حدود 2 تا 3 میلیارد ریال هزینه پیاده بشم..هر چند در طول یکساله و به تدریج از حلقوممون میکشن بیرون..ولی هزینه ایه که باید داد... حالا تا اعلام نتایج خدا بزرگه...ما پدرمادرا چقدر مظلومیم...خدا رو چه دیدی شاید تا سال دیگه کپسول پایه دهم یا هفتم و سایر پایه ها اومد و در وقت و هزینه و عمر صرفه جویی شد! خدا رو چه دیدی!

جملات مثبت

-من در مسیر خودم هستم. موفقیت دیگران، شکست من نیست..

-«دوستت دارم، نه به‌خاطر کاری که کردی، بلکه به‌خاطر خودت.»

-«تو برای من ارزشمندی، حتی وقتی اشتباه می‌کنی.»

-«این بار نشد، اما می‌توانی دفعه‌ی بعد بهتر انجام بدهی.»

-«بیا با هم ببینیم چطور می‌توانیم این مشکل را حل کنیم.»

-«متاسفم که آن طور با تو رفتار کردم. من اشتباه کردم. تو سزاوار محبت و احترام هستی.»

-از امروز، هر روز یک کار مثبت انجام بده که نشان دهد برایش ارزش قائلی

  • یک کار خوب بدون منت.

  • یک توجه بی‌چشم‌داشت.

  • یک تشکر از او به‌خاطر وجودش.

-با خودت مهربان باش (هر روز)

-نقاط قوت خودت را مرور کن (هر روز صبح)

-اهداف کوچک تعیین کن و به آنها برس (هر روز)

-از مقایسه با دیگران دست بردار (هر بار که مقایسه کردی)

-فرزندت را به‌خاطر «هستی»اش تحسین کن (همیشه)

-اگر اشتباه کردی، عذرخواهی کن و رفتار جدید را شروع کن (بلافاصله)

فرزندان آینده‌ات، تو را نه با کلمات، که با رفتارهایت می‌شناسند.

اگر امروز شروع کنی به ساختن اعتمادبه‌نفس، نه تنها خودت را نجات می‌دهی، بلکه نسلی را پرورش می‌دهی که هرگز نداند تحقیر یعنی چه.

شما لایق عشق و احترام هستید. همین امروز، این را به خودتان بگویید و باور کنید.

هفدهم ژوئن 2026

این ماه ژوئن یا همون خرداد خودمون آبستن حوادث زیادی چه در ایران و چه در خارج از کشور هست....اتفاقات داخل ایران رو که بهتر از من میدونید و حدسم اینه در خارج از کشور هم اتفاقات زیادی در این ماه افتاده چون زیاد شنیدم مثلا حادثه سقوط هواپیما در ژوئن .... یا ...در کل بنظرم این ماه ماه خاصیه، حداقل برای من اینجوریه شما رو خبر ندارم! این ماه که آخرین ماه از فصل بهاره، امسال برای من سخت تر از همیشه گذشت و احتمالا برای همه همینطور باشه، با دیپ سیک که در مورد عقب افتادن اقتصادی و ناامیدی و افسردگی حاصل از این وضعیت فعلی همفکری میکنم، مثل مادربزرگها جواب رو به جلو و نسبی بهم میده و میگه همه وضعشون همینطور افت کرده از لحاظ اقتصادی و اونهایی که هم پیشرفت داشتن و بالای خط حد آستانه درآمدی بودن و حسابی سرمایه هاشون n برابر شده از کجا معلوم که دلشون خوش باشه یا رنجی نداشته باشن! دقیقا یک جواب کلیشه ای که ته ته این جواب اینه که هر کی در ایران رشد اقتصادی کرده یا دزده یا رانت خواره یا یه مریضی صعب العلاج داره! جوابی که به هیچ عنوان منو اقناع نمیکنه و مسکّنی هست برای قشر ضعیف که ضعف اقتصادی خودشو رو یا ناشی از جبر روزگار بدونه یا ناکارآمد بودن تصمیم گیران اقتصادی یا کم کاری یا تصمیمات غلط اقتصادی و شغلی خودش و اطرافیانش رو با این جفنگیات براحتی توجیه کنه!...در هر صورت نمیشه به عقب برگشت و یا بقول رضا صادقی که کمتر ترانه ای از این خواننده رو دوست دارم یا میشنوم ،نمیشه مثل یکی از ترانه هاش گفت: وایسا دنیا من میخوام پیاده شم !  ترمز کنی از روت رد میشه روزگار! بهتر شدن وضع اقتصادی؟ یه حرف جفنگ دیگه که ترجیح میدم وارد این بازیهای پیچیده نشم! اگر همه مشکلات هم حل بشه تهش فرهنگ ما ایرانیها در این چند سال در حوزه های اقتصاد به ما هیچ وقت اجازه رشد اقتصادی مثبت رو نخواهد داد.  بیرون هم که ول کنمون نیستن و تا ما رو زیرخاک نکنن به رسالت غیر انسانی شون عمل نکردن! گفتم فرهنگ در حوزه اقتصادی و کلی گفتم...شما بخون تفکر سیستمی، رانت اقتصادی و ...در هر صورت باید سوخت و ساخت و ادامه داد...بیلبوردهای تهران هم پر شده از اینکه هر وقت با دوستت قهر کردی طلا بخر، آشتی کردی طلا بخر، حقوقتو واریز کردن طلا بخر، نکردن طلا بخر، دیگه خیالشون راحته که تو حوزه هایی مثل خودرو و مسکن سودی که میخواستن کردن و حالا دارن به مردم آدرس اشتباه میدن که برو طلا بخر!، طلایی که روز به روز داره ارزون میشه و معوم نیست فنر این یکی هم کی در بره و یه جمعیت دیگه رو بدبخت بکنه، بشخصه ترجیح میدم روی فنر هیجکدوم از اینا نشینم و تخم مرغهامو تو سبد اینا نچینم، به همین وضعیتی که دارم قانع باشم و بپذیرم که دهک من همینه و در همین دهک بدنیا اومدم و در همین دهک باید از این دنیا رخت ببندم....یه حرفی یکی از کاربرای لینکدین در مورد این بیلبوردهای تبلیغاتی گفته بود که بنظرم حرف قشنگیه، بجای این همه توصیه به اینکه چی بخر چی نخر و طلا بخر، برو ارزش آفرینی کن  و یه تولید یا یک ارزش رو ایجاد کن ..بنظرم حرف درستیه ولی در ایران هر کار بکنی بجز دلالی، همش ضرره....ایران بهشت دلالان هست...و من هم روحیه دلالی ندارم متاسفانه و باید در همین دهک خودم رو با جامعه دلال پرور و همیشه در صحنه اقتصاد تطبیق بدم!...... راستی خوشحالم که بلاگ اسکای هنوز فعاله، من بیشتر در وبلاگ بیان مینوشتم، خدا نبخشتت علی قدیری که زدی کل زندگی ما رو در بیان نابود کردی، علی قدیری یک مکسیمایزر بود و به خاطر همین روحیه اش یک محیط ایده آل برای وبلاگ نویسی اماده کرده بود که خدایی چیزی کم نداشت ولی نهایتا بخاطر همین خصلت مکسیمایزر بودنش، در تامین هزینه های بیان کم آورد و توصیه کاربران در خصوص کمک مالی یا واگذاری امتیاز بیان رو هم بهر دلیل موجه یا ناموجه خودش نپذیرفت و این شد که در اسفندماه 1404 کرکره بیان رو کشید پایین و ما جماعت بیانی ها رو در بهت و حیرت فرو برد! (مکسیمایزر= کمال گرا- ایده آل طلب) خدا ازت نگذره هر چند بخاطر اون سالها ازت ممنونیم و شاید خودمون هم بودیم چاره ای نبود و شاید هم بحث مالی بهونه بود و مهمترین دلیل اوضاع کشور بود!..خلاصه هر چی بود زندگی ما در بیان به فنا رفت!.....این بلاگ اسکای هم معلوم نیست شاید به سرنوشت بیان دچار بشه....که امیدوارم این اتفاق نیفته....اینجا هم بسته شد دیگه میرم لینکدین و زندگی همچنان در جریان خواهد بود....ما محکوم به زندگی هستیم تا وقتی که کانترمون به عدد آخر برسه، پس حق داریم و باید زندگی کنیم..



ارزش و حمایت

این جملات، جملات تقدیر و تشکر دو مولف یک کتاب تخصصی است، دومیش برام جالب بود..

1- به یاد پدر و مادرم، عمه‌ها و عموهایم که ارزش آموزش و کنجکاوی را در من برانگیختند و در طول سال‌های متمادی تحصیل از من حمایت کردند..


2- به یاد مادربزرگم، مادام لی کام لین، که بدون هیچ تقصیری، در یکی از پرآشوب‌ترین دوره‌های تاریخ چین تحصیل نکرد، اما برای اهمیت آموزش ارزش قائل بود ...

نیایش

الهی در سر گریستنی دارم دراز، ندانم از حسرت گریم یا از ناز، گریستن از حسرت بهر یتیم و گریستن شمع بهر ناز، از ناز گریستن چون بود این قصه ایست دراز.

خواجه عبدالله انصاری > مناجات نامه > مناجات شمارهٔ ۲۲


بیا که در غم عشقت مشوشم بی‌تو
بیا ببین که در این غم چه ناخوشم بی‌تو

شب از فراق تو می‌نالم ای پری‌رخسار
چو روز گردد گویی در آتشم بی‌تو

دمی تو شربت وصلم نداده‌ای جانا
همیشه زهر فراقت همی چِشَم بی‌تو

اگر تو با من مسکین چنین کنی جانا
دو پایم از دو جهان نیز در کشم بی‌تو

پیام دادم و گفتم بیا خوشم می‌دار
جواب دادی و گفتی که من خوشم بی‌تو

(سعدی)