-
پیگیری تابستانی
سهشنبه 6 مرداد 1405 15:13
بالاخره بعد سه هفته پیگیری مداوم، مدبّرانه و خونسردانه با بهره مندی از جدیدترین پلیتیک های مرسوم و موجود، تونستم حق التدریس سه ترم پیشم رو برای یک درس سه واحدی کارشناسی و یک درس سه واحدی کارشناسی ارشد از حلقوم دانشگاهی که خیلی هم ادعاشون میشه که ما فلانیم و ما بیساریم، بیرون بکشم! کار طاقت فرسایی بود. برای اینکه بیشتر...
-
طیرماه 1405
یکشنبه 4 مرداد 1405 01:17
-
به بهانه مشتی احترام
جمعه 26 تیر 1405 11:50
تو گرمای تیرماه روی پل سید خندان، در حالیکه شیشه ها رو دادم پایین و کولر رو خاموش کردم، تا ماشین خیلی فشار بهش نیاد، موتور سواری با تیشرت سبز رنگ دستشو گذاشته رو بوق ناهنجار موتورش و اگر اشتباه نکنم 17.5 دسی بل صدای نتراشیده و نخراشیده اون بوق لاکردارش رو میکنه تو مخم که برو کنار من میخوام رد شم! هر چند تو جامعه ما از...
-
دانشجوی ارشد نگران...
چهارشنبه 24 تیر 1405 16:53
امروز یکی از دانشجویان ارشد بالاخره بعد ماهها با من تماس گرفت!. با من درس پایان نامه داره و البته تا میتونه کشش میده و من هم از رو نمیرم!..چون حداقل به اندازه یه جلسه تصویب پروژه زمان گذاشتم براش و گذشته از اون موضوع پایان نامه اش موضوع مهم و ارزشمندیه.... تماس گرفت و بعد کلی عذرخواهی گفت استاد شرمنده این مدت نبودم!....
-
خنکا آن کسی که بی هنر است
دوشنبه 22 تیر 1405 14:22
جدیدا به این نتیجه رسیدم نقش کارهای عملی رو در برنامه روزانه ام بیشتر کنم. این شعر از پروین اعتصامی برام جالب بود: عالمی طعنه زد به نادانی که بهر موی من دو صد هنر است چون توئی را به نیم جو نخرند مرد نادان ز چارپا بتر است نه تن این، بر دل تو بار بلاست نه سر این، بر تن تو درد سر است بر شاخ هنر چگونه خوری تو که کارت...
-
فارست گامپ
شنبه 20 تیر 1405 16:01
چند وقت پیش، داشتم بین فولدرهای فیلم لپتاپم میگشتم تا چیزی برای تماشا پیدا کنم. تا رسیدم به فیلم "Forrest Gump". یاد جملهی مادر فارست افتادم که میگفت: « زندگی مثل یک جعبه شکلاته، هیچوقت نمیدانی به چه طعمی برمیخوری .» و من، بدون اینکه بدانم این فیلم چه طعمی دارد، روی "پلی" کلیک کردم. -داستان...
-
کوئیلو
سهشنبه 16 تیر 1405 17:27
او در ۲۴ اوت سال ۱۹۴۷ در ریودوژانیرو برزیل به دنیا آمد. مادر او لیژیا خانهدار و پدرش مهندس بود. او وقتی نوجوان بود، میخواست یک نویسنده شود. پس از گفتن این موضوع به مادرش، مادرش پاسخ داد: «عزیز من، پدر تو یک مهندس است. او یک منطق گراست، انسانی منطقی با چشماندازی بسیار مشخص از جهان. آیا تو واقعاً میدانی اینکه تو یک...
-
اول ژولای بیست، بیست و شیش!
چهارشنبه 10 تیر 1405 11:25
دیروز روز پر کاری داشتم...یکی اینکه میخواستم هر جور هست آخرین نسخه ریوایز شده مقاله رو برای دکتری که در دانشگاه واترلو فعال هست. ارسال کنم. چون داشت دیر میشد. نمودار ها خصوصا شکل 6 خیلی وقتمو گرفت. بیشتر از اون چیزی که فکرشو میکردم. ولی شکر خدا تموم شد. دومین کار مقاله خانم و آقای هندی بود که به یکی از مجلات اشپرینگر...
-
پلنگ هم که باشی..
سهشنبه 9 تیر 1405 10:18
پلنگ هم که باشی، بالاخره یه روز باید پشت چراغ قرمز تو ترافیک وایستی! (اینو امروز تو رادیو می گفتن!) + کتاب "چرا گورخرها زخم معده نمی گیرند؟" امروز به دستم رسید، بنظر کتاب مفیدی باشه....فکر میکنم نیاز امروز حداقل خودمن باشه
-
غوره
دوشنبه 8 تیر 1405 14:43
دیروز مراسم مقدس آبغوره گیری تقریبا به پایان رسید و من تونستم یه نفس راحت بکشم. یعنی خدا بگم اون کسی که این درخت انگور رو تو دامن ما گذاشت البته تو دامن ما که نه، تو باغچه خونه مادری کاشت چکار نکنه! البته کار خاصی لازم نیست بکنه دستش هم درد نکنه که الان چندساله غوره و انگورمون از نوع کندری (آخه میدونیدکه انگورها انواع...
-
خدا رو چه دیدی!
جمعه 29 خرداد 1405 16:16
امروز برای امتحان سمپاد جینگیل صبح زود از خواب بیدار شدم و بردم رسوندمش و دوباره برگشتم خونه، دوباره از خونه رفتم آوردمش....خودش میگه خوب دادم...اگر اینطور باشه یعنی برای سال بعد که ممکنه کلاسها مجازی باشه و شایدم نباشه باید حدود 2 تا 3 میلیارد ریال هزینه پیاده بشم..هر چند در طول یکساله و به تدریج از حلقوممون میکشن...
-
جملات مثبت
پنجشنبه 28 خرداد 1405 11:00
- من در مسیر خودم هستم. موفقیت دیگران، شکست من نیست.. - «دوستت دارم، نه بهخاطر کاری که کردی، بلکه بهخاطر خودت.» -«تو برای من ارزشمندی، حتی وقتی اشتباه میکنی.» -«این بار نشد، اما میتوانی دفعهی بعد بهتر انجام بدهی.» -«بیا با هم ببینیم چطور میتوانیم این مشکل را حل کنیم.» - «متاسفم که آن طور با تو رفتار کردم. من...
-
هفدهم ژوئن 2026
چهارشنبه 27 خرداد 1405 10:35
این ماه ژوئن یا همون خرداد خودمون آبستن حوادث زیادی چه در ایران و چه در خارج از کشور هست....اتفاقات داخل ایران رو که بهتر از من میدونید و حدسم اینه در خارج از کشور هم اتفاقات زیادی در این ماه افتاده چون زیاد شنیدم مثلا حادثه سقوط هواپیما در ژوئن .... یا ...در کل بنظرم این ماه ماه خاصیه، حداقل برای من اینجوریه شما رو...
-
ارزش و حمایت
شنبه 23 خرداد 1405 12:02
این جملات، جملات تقدیر و تشکر دو مولف یک کتاب تخصصی است، دومیش برام جالب بود.. 1- به یاد پدر و مادرم، عمهها و عموهایم که ارزش آموزش و کنجکاوی را در من برانگیختند و در طول سالهای متمادی تحصیل از من حمایت کردند.. 2- به یاد مادربزرگم، مادام لی کام لین، که بدون هیچ تقصیری، در یکی از پرآشوبترین دورههای تاریخ چین تحصیل...
-
نیایش
سهشنبه 12 خرداد 1405 12:44
الهی در سر گریستنی دارم دراز، ندانم از حسرت گریم یا از ناز، گریستن از حسرت بهر یتیم و گریستن شمع بهر ناز، از ناز گریستن چون بود این قصه ایست دراز. خواجه عبدالله انصاری > مناجات نامه > مناجات شمارهٔ ۲۲ بیا که در غم عشقت مشوشم بیتو بیا ببین که در این غم چه ناخوشم بیتو شب از فراق تو مینالم ای پریرخسار چو روز...
-
گلشن عمر
سهشنبه 5 خرداد 1405 12:49
به جرم یک دو صباحی نشستن اندر باغ......هزار قرن در آغوش خاک باید خفت خوش آن کسی که چو گل، یک دو شب به گلشن عمر......نخفت و شبرو ایام هر چه گفت، شنفت. "پروین اعتصامی"
-
آنتالیا کنسل شد!
دوشنبه 28 اردیبهشت 1405 13:13
پشت نیسان جلویی تو ترافیک یکی از اتوبانها، نوشته بود: " آنتالیا کنسل شد، میریم دِه" فقط من موندم چرا بعضیا فکر میکنن برنامه سفر و زندگی شون اینقدر مهمه برای ما که باید پشت نیسان اعلام کنن همه در جریان باشند؟! :)
-
گاراژ ممّد یخی!
شنبه 5 اردیبهشت 1405 13:30
چند روز پیش پسرم موفّق شد دوشاخ دوچرخه اشو جوری بشکونه که مجبور شم برای تعمیرش برم خیابون هلال احمر، تازه اونایی هم که تعمیر میکردن آدرس امیرسیا رو دادن تو گاراژ ممّد یخی! دست امیرسیا هم درد نکنه با هزینه مناسب تعمیرش کرد.... صدمتر مونده به میدون گمرک یا همون رازی تهران یه گاراژ کوچیکه به اسم گاراژ ممّد یخی و داخل...
-
کباب قارچ
چهارشنبه 2 اردیبهشت 1405 12:47
امروز رفتم برای تهیه پیتزای خونگی قارچ بخرم، یه خانم و آقا تو صف قارچ در مورد کباب قارچ صحبت میکردند! تا حالا به گوشم نخورده بود! البته لازمه عرض کنم تو میدون تره بار ما برای قارچ هم صف میبندن! خانمه میگفت کافیه قارچ ها رو با سس سفید یا مایونز قاطی کنی و بعد فلفل سیاه و چند تا مخلّفات دیگه که من اسماشونو بلد نبودم...
-
بیابان
دوشنبه 22 مهر 1398 05:15
درود و سلام خداوند بر موکب دار وسط بیابان! همانجا که پشت فرمان، مست خواب بودم و در حال انحراف از مسیر تا موکب ساده ش در خاک ایران را دیدم، فرمان چرخاندم و دور زدم و شتابان قصد موکبش کردم، بقیه هم آمدند، همگی به خواب نیاز داشتیم، ساعتی بیش نخوابیدم ولی همان یکساعت کار ساعتها میکرد از فرط خستگی همه افتادیم در موکبش اما...
-
"طلا" باش اما خاکی
چهارشنبه 27 شهریور 1398 07:24
زنده بودن حرکتی است افقی از گهواره تا گور ...... اما زندگی کردن حرکتی است عمودی از فرش تا عرش...... زندگی یک تداوم بی نهایت اکنون هاست. ماموریت ما در زندگی "بی مشکل زیستن " نیست "با انگیزه زیستن است "سلطان دلها"باش, اما دل نشکن. بگذار همه عاشقت باشن اما تو عاشق یک نفر باش..... پله بساز اما از...
-
آدم خوبی نیست!
سهشنبه 26 شهریور 1398 13:07
چه طور جرات میکنی بگویی؟؟؟!! از چشمانش معلوم است که آدم خوبی نیست؛از حرف زدنش پیداست که آدم بی پدر و مادری ست؛از راه رفتنش پیداست که لات بی سر و پایی ست؟ چرا کالبد انسانی،جسم،میتواند دستاویزی برای قضاوت باشد؟ و چرا حتی نام میتواند در تو آن حسی را ایجاد کند که احتمال نادرست بودنش وجود دارد؟ از چه میترسی؟ ازینکه مردی به...
-
گاهی گمان نمیکنی ولی خوب می شود
دوشنبه 25 شهریور 1398 20:17
گاهی گمان نمیکنی ولی خوب می شود گاهی نمی شود که نمی شود که نمی شود گاهی بساط عیش خودش جور می شود گاهی دگر تهیه بدستور می شود گه جور میشود خود آن بی مقدمه گه با دو صد مقدمه ناجور می شود گاهی هزار دوره دعا بی اجابت است گاهی نگفته قرعه به نام تو می شود گاهی گدای گدایی و بخت با تو یار نیست گاهی تمام شهر گدای تو می شود...
-
ما آدما..
دوشنبه 25 شهریور 1398 12:05
ما آدما فقط تو ترافیک پشت همیم!
-
تا چهل سالگی
دوشنبه 25 شهریور 1398 05:49
تا چهل سالگی که مغزم خوب کار میکرد، به ریاضیات و پژوهش پرداختم. از چهل تا شصت سالگی که ذهنم ضعیف شده بود، به فلسفه روی آوردم، و در اواخر که به کلی مغزم کار نمیکرد، به سیاست گرویدم! برتراند راسل
-
این است غرامت(اینستاگرام)
یکشنبه 24 شهریور 1398 19:03
بلای خانمانسوز اینستاگرام، به وقت و زمانِ انسان رحم نمی کند. برای کسانی که زمانشان برایشان مهم است آفتی است بس بزرگ! باید هر چه زودتر apk اش را uninstall کرد... وقتم آزاد جونم حلال؟ وقتم حلال جونم آزاد؟ حالا هرچی... من که تجربه انواع و اقسام شبکه های اجتماعی را داشته ام غیر توئیتر، من که در سالیان متمادی گذشته از فروم...
-
تیر نگذاشت که یک جمله به آخر برسد
جمعه 15 شهریور 1398 14:05
تیر نگذاشت که یک جمله به آخر برسد هیچ کس حدس نمی زد که چنین سر برسد پدرش چیز زیادی که نمی خواست ، فرات یک دو قطره ضرری داشت به اصغر برسد ؟ با دو انگشت هم این حنجره میشد پاره چه نیازی به سه شعبه است که تا پر برسد خوب شد عرش همه نور گلو را برداشت حیف خون نیست بر این خاک ستمگر برسد ؟ خون حیدر به رگش ، در تب و تاب است ولی...
-
بی ریا مثل ...
پنجشنبه 14 شهریور 1398 15:12
-
بنام او
دوشنبه 4 شهریور 1398 22:54
اول دفتر بنام ایزد دانا