من و دریا....

منو دریا منو بارون، منو آسمون صدا کن.... (من همون احسان در وبلاگ بیان خدابیامرز هستم)

من و دریا....

منو دریا منو بارون، منو آسمون صدا کن.... (من همون احسان در وبلاگ بیان خدابیامرز هستم)

اول ژولای بیست، بیست و شیش!

دیروز روز پر کاری داشتم...یکی اینکه میخواستم هر جور هست آخرین نسخه ریوایز شده مقاله رو برای دکتری که در دانشگاه واترلو فعال هست. ارسال کنم. چون داشت دیر میشد.  نمودار ها خصوصا شکل 6 خیلی وقتمو گرفت. بیشتر از اون چیزی که فکرشو میکردم. ولی شکر خدا تموم شد. دومین کار مقاله خانم و آقای هندی بود که به یکی از مجلات اشپرینگر ارسال شده بود و من یکی از داوران این مقاله بودم...با عرض پوزش از این خانم هندی که چاره ای جز ریجکت کردن مقاله شون نداشتم، چون ایرادات اساسی در مقالاتشون بود و شبیه سازی هاشون ایراد داشت، کامنتها رو برای نویسندگان و ادیتور ارسال کردم.. دیشب تا پاسی از شب وقتمو گرفت و وسط ادیت کامنتها خوابم برد...فکر این کارها بیشتر از خودشون خسته ام کرده بود که شکر خدا تموم شد...

پلنگ هم که باشی..

پلنگ هم که باشی، بالاخره یه روز باید پشت چراغ قرمز تو ترافیک وایستی!

(اینو امروز تو رادیو می گفتن!)


+ کتاب "چرا گورخرها زخم معده نمی گیرند؟" امروز به دستم رسید، بنظر کتاب مفیدی باشه....فکر میکنم نیاز امروز حداقل خودمن باشه

غوره

دیروز مراسم مقدس آبغوره گیری  تقریبا به پایان رسید و من تونستم یه نفس راحت بکشم. یعنی خدا بگم اون کسی که این درخت انگور رو تو دامن ما گذاشت البته تو دامن ما که نه، تو باغچه خونه مادری کاشت چکار نکنه! البته کار خاصی لازم نیست بکنه دستش هم درد نکنه که الان چندساله غوره و انگورمون از نوع کندری  (آخه میدونیدکه انگورها انواع مختلفی دارند) و از همه مهمتر سالاد شیرازی مون به راهه و در طول سال از موهبت آبغوره برخورداریم. اونم به لطف این درخت.. حتما قیمت های جدید ابغوره رو هم که مشاهده فرمودید... اگر به هر دلیل ممکن به آبغوره و فواید آن ارادت ویژه ای دارید در حال حاضر با کیلویی حدود 70 هزارتومن میتونید به آژانس آبغوره گیری مراجعه بفرمایید و با خرید غوره و آبگیری آن شما هم از این نعمت برخوردار شوید. (دقیقا کلمه آژانس برای ارتقای کلاس یا کلس بکار رفت!) درخت آبغوره مامانم اینا(این کلمه برای نشان دادن صمیمیت بیشتر نگارنده بکار رفت) درختی چند ساله است که در حیاط داربست زدیم و برای چیدن غوره ها یا اگر نچینیم بهتره بگیم انگورها باید بریم رویی دیوار و داربست و در این مواقع است که باید دست به دامن پسر بچه های ده ساله بشیم تا برن بچینن و منت شون رو هم بکشیم..دیروز من فقط 6 تا بستنی حصیری پیاده شدم تا از زحمات این گودزیلاها تقدیر و تشکر کنم البته تعدادشون زیاد نبود ولی برای جمع هم باید میخریدم. القصه کندن، شستن، آبگیری و تو شیشه کردن آبغوره هم کم زحمت نیست...ولی خب آبغوره یکسالمون تامین میشه و مهمتر از هم رضایت مامانم اینا رو که در پی داره که چه موهبتی از این بالاتر و مهمتر اینکه از شر غوره ها و یا انگورها راحت میشیم...تشریک مساعی و کار مشترک جمعی هم از دیگه فوایدش هست...به مادر گرامی میگم بذار آبغوره هاتو بذارم تو با سلام برات بفروشم میلیونر بشی میگه نمیخوام تو اگر بیل زن بودی باغ خودتو بیل میزدی...راستم میگه..ضمن اینکه من تجربه این کارها رو نداشتم. هر چند به خرید و فروش علاقه دارم ولی تاحالا چنین تجربه ای نداشتم و بعید میدونم چنین کاری شدنی یا حداقل اورده مالی داشته باشه..همون آبغوره ها رو بریزیم تو سالاد شیرازی از همه بهتره. راستی ما خود غوره رو تو خورش قرمه سبزی و حتی آبگوشت هم میریزیم.البته بعضی وقتها...شما رو نمیدونم...ولی ما بدون غوره اصلا زندگی برامون خیلی سخته:)

(بعدا نوشت:کل غوره ها 88 کیلو شد. اگر اشتباه نکنم حدود 60 کیلو آبغوره داد. کیلویی 8 تومن آبگیری)

خدا رو چه دیدی!

امروز برای امتحان سمپاد جینگیل صبح زود از خواب بیدار شدم و بردم رسوندمش و دوباره برگشتم خونه، دوباره از خونه رفتم آوردمش....خودش میگه خوب دادم...اگر اینطور باشه یعنی برای سال بعد که ممکنه کلاسها مجازی باشه و شایدم نباشه باید حدود 2 تا 3 میلیارد ریال هزینه پیاده بشم..هر چند در طول یکساله و به تدریج از حلقوممون میکشن بیرون..ولی هزینه ایه که باید داد... حالا تا اعلام نتایج خدا بزرگه...ما پدرمادرا چقدر مظلومیم...خدا رو چه دیدی شاید تا سال دیگه کپسول پایه دهم یا هفتم و سایر پایه ها اومد و در وقت و هزینه و عمر صرفه جویی شد! خدا رو چه دیدی!

جملات مثبت

-من در مسیر خودم هستم. موفقیت دیگران، شکست من نیست..

-«دوستت دارم، نه به‌خاطر کاری که کردی، بلکه به‌خاطر خودت.»

-«تو برای من ارزشمندی، حتی وقتی اشتباه می‌کنی.»

-«این بار نشد، اما می‌توانی دفعه‌ی بعد بهتر انجام بدهی.»

-«بیا با هم ببینیم چطور می‌توانیم این مشکل را حل کنیم.»

-«متاسفم که آن طور با تو رفتار کردم. من اشتباه کردم. تو سزاوار محبت و احترام هستی.»

-از امروز، هر روز یک کار مثبت انجام بده که نشان دهد برایش ارزش قائلی

  • یک کار خوب بدون منت.

  • یک توجه بی‌چشم‌داشت.

  • یک تشکر از او به‌خاطر وجودش.

-با خودت مهربان باش (هر روز)

-نقاط قوت خودت را مرور کن (هر روز صبح)

-اهداف کوچک تعیین کن و به آنها برس (هر روز)

-از مقایسه با دیگران دست بردار (هر بار که مقایسه کردی)

-فرزندت را به‌خاطر «هستی»اش تحسین کن (همیشه)

-اگر اشتباه کردی، عذرخواهی کن و رفتار جدید را شروع کن (بلافاصله)

فرزندان آینده‌ات، تو را نه با کلمات، که با رفتارهایت می‌شناسند.

اگر امروز شروع کنی به ساختن اعتمادبه‌نفس، نه تنها خودت را نجات می‌دهی، بلکه نسلی را پرورش می‌دهی که هرگز نداند تحقیر یعنی چه.

شما لایق عشق و احترام هستید. همین امروز، این را به خودتان بگویید و باور کنید.