چند وقت پیش، داشتم بین فولدرهای فیلم لپتاپم میگشتم تا چیزی برای تماشا پیدا کنم. تا رسیدم به فیلم "Forrest Gump".
یاد جملهی مادر فارست افتادم که میگفت: «زندگی مثل یک جعبه شکلاته، هیچوقت نمیدانی به چه طعمی برمیخوری.» و من، بدون اینکه بدانم این فیلم چه طعمی دارد، روی "پلی" کلیک کردم.
-داستان از یک پر شروع میشود... ادامه مطلب ...
او در ۲۴ اوت سال ۱۹۴۷ در ریودوژانیرو برزیل به دنیا آمد. مادر او لیژیا خانهدار و پدرش مهندس بود. او وقتی نوجوان بود، میخواست یک نویسنده شود. پس از گفتن این موضوع به مادرش، مادرش پاسخ داد: ادامه مطلب ...
پلنگ هم که باشی، بالاخره یه روز باید پشت چراغ قرمز تو ترافیک وایستی!
(اینو امروز تو رادیو می گفتن!)
+ کتاب "چرا گورخرها زخم معده نمی گیرند؟" امروز به دستم رسید، بنظر کتاب مفیدی باشه....فکر میکنم نیاز امروز حداقل خودمن باشه
دیروز مراسم مقدس آبغوره گیری تقریبا به پایان رسید و من تونستم یه نفس راحت بکشم. یعنی خدا بگم اون کسی که این درخت انگور رو تو دامن ما گذاشت البته تو دامن ما که نه، تو باغچه خونه مادری کاشت چکار نکنه! البته کار خاصی لازم نیست بکنه دستش هم درد نکنه که الان چندساله غوره و انگورمون از نوع کندری (آخه میدونیدکه انگورها انواع مختلفی دارند) و از همه مهمتر سالاد شیرازی مون به راهه و در طول سال از موهبت آبغوره برخورداریم. اونم به لطف این درخت.. حتما قیمت های جدید ابغوره رو هم که مشاهده فرمودید... اگر به هر دلیل ممکن به آبغوره و فواید آن ارادت ویژه ای دارید در حال حاضر با کیلویی حدود 70 هزارتومن میتونید به آژانس آبغوره گیری مراجعه بفرمایید و با خرید غوره و آبگیری آن شما هم از این نعمت برخوردار شوید. (دقیقا کلمه آژانس برای ارتقای کلاس یا کلس بکار رفت!) درخت آبغوره مامانم اینا(این کلمه برای نشان دادن صمیمیت بیشتر نگارنده بکار رفت) درختی چند ساله است که در حیاط داربست زدیم و برای چیدن غوره ها یا اگر نچینیم بهتره بگیم انگورها باید بریم رویی دیوار و داربست و در این مواقع است که باید دست به دامن پسر بچه های ده ساله بشیم تا برن بچینن و منت شون رو هم بکشیم..دیروز من فقط 6 تا بستنی حصیری پیاده شدم تا از زحمات این گودزیلاها تقدیر و تشکر کنم البته تعدادشون زیاد نبود ولی برای جمع هم باید میخریدم. القصه کندن، شستن، آبگیری و تو شیشه کردن آبغوره هم کم زحمت نیست...ولی خب آبغوره یکسالمون تامین میشه و مهمتر از هم رضایت مامانم اینا رو که در پی داره که چه موهبتی از این بالاتر و مهمتر اینکه از شر غوره ها و یا انگورها راحت میشیم...تشریک مساعی و کار مشترک جمعی هم از دیگه فوایدش هست...به مادر گرامی میگم بذار آبغوره هاتو بذارم تو با سلام برات بفروشم میلیونر بشی میگه نمیخوام تو اگر بیل زن بودی باغ خودتو بیل میزدی...راستم میگه..ضمن اینکه من تجربه این کارها رو نداشتم. هر چند به خرید و فروش علاقه دارم ولی تاحالا چنین تجربه ای نداشتم و بعید میدونم چنین کاری شدنی یا حداقل اورده مالی داشته باشه..همون آبغوره ها رو بریزیم تو سالاد شیرازی از همه بهتره. راستی ما خود غوره رو تو خورش قرمه سبزی و حتی آبگوشت هم میریزیم.البته بعضی وقتها...شما رو نمیدونم...ولی ما بدون غوره اصلا زندگی برامون خیلی سخته:)
(بعدا نوشت:کل غوره ها 88 کیلو شد. اگر اشتباه نکنم حدود 60 کیلو آبغوره داد. کیلویی 8 تومن آبگیری)